فاطمه جان احمدى

111

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

نوبخت ، « 1 » علان شعوبى ، « 2 » و تئوفيل منجم « 3 » بودند . دوره دوم : اين دوره ( 198 - 300 هجرى ) كه با خلافت مأمون آغاز و به خلافت مقتدر ختم مىشود . برخى محققان تمام اين دوره را « عصر طلايى » ناميده‌اند ؛ « 4 » حال آنكه با توجه به قراين تاريخى ، بعد از خلافت مأمون و روى كار آمدن خلفاى بىتدبير و علم‌ناشناسى چون معتصم و واثق ، نشانه‌هاى ضعف دولت عباسى و البته نهضت ترجمه آشكار شده بود . از مهم‌ترين ويژگىهاى اين عصر ، توجه خلفا به علوم عقلى ، مباحث كلامى و فعاليت متكلمان معتزلى است . حضور فعال صاحبان انديشه و متكلمان برجسته ، بازار مجالس خطابه و مناظره و مباحث علمى را در بغداد گرم‌تر نموده بود . جانب‌دارى و حمايت خليفه از برپايى چنين مجالسى ، بر رونق اين مناظرات افزود . از اين‌رو ، توجه بيشتر مترجمان به كتاب‌هايى معطوف بود كه در حوزه علوم عقلى نگاشته بودند . براى نمونه ، عمده آثار ارسطو و بخشى از كتاب‌هاى افلاطون ، با زمينه و محتواى منطق و فلسفه ، ترجمه و تفسير گرديد . سرآمدان فن ترجمه در اين عصر بسيارند . تسلط بر زبان‌هاى زنده آن عصر ، علاقه و پشتكار بيش از حد از ويژگىهاى بارز مترجمان دوره دوم است . عده‌اى از نخبگان ترجمه اين دوره عبارتند از : احمد بن عبدالله حاسب مروزى ملقب به حبش ، « 5 » حبيش بن حسن أعسم نصرانى ، « 6 » حسن بن سهل بن نوبخت ، « 7 » قسطا بن لوقا بعلبكى ، « 8 » ابويعقوب بن اسحاق كندى ، « 9 » حنين بن

--> ( 1 ) . ابن نديم ، الفهرست ، ص 335 . ( 2 ) . علان يا غيلان بن حسن الوراق ، معروف به شعوبى ، از نزديكان و ملازمان دربار برمكيان بود . وى مدت‌ها در بيت‌الحكمه هارون و سپس مأمون به امر خطير نساخى و رونويسىِ آثار متعدد ، مشغول بود . ( ابن نديم ، الفهرست ، ص 125 . ) ( 3 ) . او از مارونيان جبل عامل بود و در عهد مهدى به بغداد آمد . ( ابن العبرى ، تاريخ مختصر الدول ، ص 127 . ) ( 4 ) . احمد فريد الرفاعى ، عصر المأمون ، ج 1 ، ص 379 . ( 5 ) . وى از منجمان برجسته عصر مأمون است . ( قفطى ، تاريخ الحكماء ، ترجمه بهمن دارايى ، ص 234 . ) ( 6 ) . او از شاگردان و تربيت‌يافتگان حنين بن اسحاق و به روايتى خواهرزاده او بود . ( ابن ابى اصيبعه ، عيون الانباء فى طبقات الاطباء ، ص 302 . ) ( 7 ) . ابن نديم ، الفهرست ، ص 336 . ( 8 ) . او پزشك ، رياضيدان ، فيلسوف و منجم پرآوازه دربار مأمون بود . ( همان ، ص 357 . ) ( 9 ) . وى ملقب به فيلسوف عرب است . مهارت بىبديل او در پزشكى ، شيمى ، فلسفه ، تاريخ و جغرافيا و همچنين تسلط بر متون حكمت يونانى ، فارسى و هندى شگفت‌انگيز است . ( قفطى ، تاريخ الحكماء ، ترجمه بهمن دارايى ، ص 500 . )